ترا یکدم اگر تنها ببینم
تمام لذت دنیا ببینم
چه خواهد شد ترا ای آفت جان
به کام این دل شیدا ببینم
از آن، می با لب من آشنا شد
که تصویر تو در مینا ببینم
مراد من تویی از هر چه خواهم
اگر زشت و، اگر زیبا ببینم
چه با من کرد خواهد چشم مستت
نگاهم کن عزیزم، تا ببینم
شبا وقتی منو دل تنهای تنها می مونیم
واسه هم قصه ای از روز جدائی می خونیم
میگم ای دل . دل آلوده بدرد
اگه روزی بکشم ناله سرد
آه و نالم می گیره دومنتو
آتیش عشق می سوزونه تنتو
تو مصیبت کشی ای دل می دونم
میون آتیش ای دل میدونم
داری پرپر می زنی جون میکنی
این از اشک چشمات می خونم
دیگه دل طفلگی دیونه شده
مثل من دربدر از خونه شده
نداره هیچکسو این دل می دونم
دیونه همدم دیونه شده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دست من خيلي حقيره که برات يه سايه باشه
آخه خورشيد کي مي تونه با شبي همسايه باشه
تو به من مي گي هميشه دل تو که خوب نمي شه
گل پرپر بي ريشه مي دوني بزرگ نمي شه
تو به من مي گي هميشه يه وقت تنهات نذارم
اما خودت خوب مي دوني من برات وجود ندارم